محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4639

تاريخ الطبرى ( فارسي )

على بيامد و ولايتدارى بر آنجا گماشت . آنگاه مروان سوى فلسطين رفت كه رماحس بن عبد العزيز از جانب وى عامل آنجا بود ، وى را همراه برداشت و برفت تا به مصر رسيد ، سپس از آنجا برون شد و در جايى از سرزمين مصر به نام بوصير فرود آمد ، عامر بن - اسماعيل و شعب كه سواران موصل را همراه داشتند شبانه بر او تاختند و وى را در آنجا كشتند . عبد الله و عبيد الله ، پسران مروان ، همان شب كه به مروان شبيخون مىزدند ، به سرزمين حبشه گريختند و از حبشيان محنت ديدند كه به نبردشان آمدند و عبد الله را كشتند و عبيد الله با گروهى از همراهان خويش و از جمله بكر بن معاويه باهلى جان برد و به سلامت بود تا در ايام خلافت مهدى كه نصر بن محمد بن اشعث عامل فلسطين او را بگرفت و بنزد مهدى فرستاد . اما بگفتهء ابو صالح مروزى ، مروان بن محمد با يكصد و بيست هزار كس با عبد الله بن على تلاقى كرد كه بيست هزار كس همراه داشت ، راويان در شمار كسانى كه آن روز همراه عبد الله بن على بوده‌اند اختلاف كرده‌اند . مصعب بن ربيع خثعمى كه دبير مروان بوده بود گويد : وقتى مروان هزيمت يافت و عبد الله بن على بر شام تسلط يافت ، من امان خواستم كه امانم داد . يك روز پيش وى نشسته بودم و او تكيه داده بود ، از مروان و هزيمت وى سخن آوردند ، به من گفت : « در نبرد حضور داشتى ؟ » گفتم : « آرى ، خدا امير را قرين صلاح بدارد . » گفت : « از نبرد با من سخن كن . » گويد : گفتمش : « آن روز به من گفت قوم را تخمين بزن . » گفتم : « من اهل قلمم نه اهل نبرد . » و او به راست و چپ نگريست و گفت : « دوازده هزار كسند . » عبد الله گفت : « خدايش بكشد ، ديوان در آن روز بيشتر از دوازده هزار كس شمار نكرده بود . »